
هنگامی که «دل آرا» برگه بازجویی را امضا کرد و قتل «مهین» - 65 ساله - را گردن گرفت، هیچگاه فکر نمی کرد روزی روبه روی هیات منصفه بایستد و حکم اعدام را با گوش های خودش بشنود.
ساعت 20:45 شامگاه هفتم دی ماه سال 82 مردی با صدای لرزان با پلیس رشت تماس گرفت و بریده بریده خبر داد دختر نوجوانش یک زن را به قتل رسانده است. دل آرای 17 ساله با بی پروایی اتهام قتل را پذیرفت تا «امیرحسین» به چوبه اعدام سپرده نشود. امیرحسین ـ خواستگار «دل آرا» که در صحنه جنایت حضور داشت و به گفته دختر جوان، قاتل اصلی است، آنقدر در گوشش خواند تا دل آرا قبول کرد که امیرحسین نقشی در قتل نداشته است.
آن روی سکه«امیرحسین» حتی با شنیدن خبر تایید حکم اعدام «دل آرا» قفل سکوت را نشکست تا دل آرا به خودش بیاید و بیش از این از عشق قلابی خود دفاع نکند : «امیرحسین از من خواست قتل مهین را گردن بگیرم. می گفت تو هنوز هجده سالت نشده و به همین خاطر اعدام نمی شوی اما اگر این راز از پرده بیرون بیفتد حتما اعدامم می کنند. من هم دلم سوخت و قتل را پذیرفتم».
ورود «سعید» ـ به عنوان خواستگار قبلی دل آرا ـ به پرونده، پیش از دیگران اعتراض وکیل دل آرا را برانگیخت. «خرمشاهی» معتقد بود «سعید» باید در جایگاه «متهم» از خود دفاع کند نه اینکه در جایگاه شهود بایستد و به عنوان مطلع سخن بگوید. اما دادگاه این استدلال را نپذیرفت. هرچند «سعید» بعدها در اعترافات خود از حضور در صحنه قتل خبر داد و ادعا کرد با وسوسه دل آرا در صحنه جرم حاضر شده است. سعید در بخشی از اعترافات خود گفت؛ «روز حادثه با مادرم از خانه بیرون آمدیم که ناگهان دل آرا با پریشانی به طرف مان آمد و بی مقدمه گفت که قتلی انجام داده است.
از من خواست کیفش را که در محل جنایت جا گذاشته، برایش بیاورم. تا لحظه ای که جنازه را ندیده بودم، باور نمی کردم که دل آرا کسی را به قتل رسانده باشد. دل آرا گفت به همراه امیرحسین دست به این جنایت زده. من خواهش کردم خوش را به پلیس معرفی کند اما نپذیرفت». به این ترتیب «سعید» به خانه دخترعموی پدر دل آرا رفت و با کیف وی برگشت و سپس به سراغ پدر دل آرا رفت و تمام ماجرا را برای او تعریف کرد. «دل آرا» خشمگین از دروغ پردازی های سعید در دفاع از خود گفت؛ «سعید یک دروغگوی بزرگ است.
او دوست امیرحسین است و برای انتقام از من این نقشه را طراحی کرده است. او وقتی برای آوردن کیف به صحنه جنایت رفت به صراحت گفت که اگر مهین هنوز زنده باشد او را خواهم کشت تا عشقم را به تو ثابت کنم». رئیس دادگاه برای چندمین بار از دل آرا پرسید که آیا اتهام قتل را قبول داری؟ و دل آرا هم برای بار چندم سوگند خورد که فقط به دلیل علاقه به امیرحسین، اتهام قتل را گردن گرفته است.
حدس بزن چه کسی برای شام می آید؟
مهین ـ دختر عموی پدر دل آرا ـ در خانه شیک خود منتظر میهمانان بود. میهمانانی که هرگز برای شام نیامدند تا دو پسر جوان و یک دختر هفده ساله در ضیافت خونینی شرکت کنند که پایانی جز مرگ مهین نداشت. تاکنون سه روایت از مرگ مهین در دادگاه مطرح شده که «عبدالصمد خرمشاهی» ـ وکیل دل آرا ـ فقط یک روایت را قبول دارد. آن هم این است که «دل آرا» بی گناه است. خرمشاهی از قرص «کلرزپام دو» حرف می زند و اینکه با خورانده شدن این قرص به دل آرا، هیچ یک از اعترافات وی وجاهت قانونی ندارد و صحنه جرم به گونه ای نیست که «دل آرا» را به عنوان قاتل معرفی کند.
دل آرا نیز می گوید؛ «من و امیرحسین به خانه مهین رفتیم. امیرحسین به من قرص هایی خورانده بود که کاملا بی اراده شده بودم. وقتی خودش را به پشت سر مقتوله رساند با چوب بیسبال ضرباتی زد و بعد از بستن دهانش از من خواست، چاقویی برایش ببرم. من بی اراده به آشپزخانه رفتم و چاقویی آوردم. او چاقو را گرفت و چند ضربه به مهین زد. من حتی یک ضربه هم نزدم».
بازسازی صحنه قتل هم تاییدی بر حرف های دل آرا است. خرمشاهی با اشاره به این نکته بسیار مهم که «دل آرا» چپ دست است و به هیچ وجه نمی تواند 18 ضربه به ناحیه مخالف مقتوله وارد کند به خبرنگار کارگزاران می گوید؛ «دل آرا» هرگز ورزشکار نبود و برای اینکه در زندان از مزاحمت خلافکاران در امان بماند، چنین ادعایی را مطرح کرده است. فقط یک آدم ورزیده می تواند اینگونه با چاقو ضربه بزند. متاسفانه دادگاه به این استدلال محکم من و دل آرا، اعتنایی نکرده است.
من قاتل نیستم
«دل آرا» هیچگاه از خانواده مقتوله درخواست عفو نکرده است. دختر جوان بر این عقیده پامی فشارد که قاتل نیست و دلیلی ندارد برای گناه نکرده از کسی درخواست بخشش کند. دل آرا می خواهد به زندگی برگردد اما نه به قیمتی که همه او را به عنوان قاتلی عفو شده با انگشت به یکدیگر نشان بدهند. فقط یک بار پدر دل آرا تقاضای عفو کرد که با پاسخ منفی اولیای دم روبه رو شد اما دل آرا به صراحت گفته که هرگز به خاطر قتلی که مرتکب نشده، درخواست عفو نخواهد کرد. حالا «دل آرا» در چند قدمی چوبه دار است.
خرمشاهی به خبرنگار کارگزاران می گوید؛ «من در بی گناهی دل آرا شکی ندارم. امیدوارم با دلایلی که ارائه دادیم و بر آن اصرار داریم، دادنامه صادر شده را نقض کنیم. دل آرا هنوز فرصت دارد. می تواند درخواست تجدیدنظر بدهد و در خواست عفو کند. هرچند که من هم مثل دل آرا اعتقاد دارم او کاری نکرده که تقاضای بخشش کند». نکته دیگر پرونده که از زبان آقای وکیل شنیدنی است سن و سال متهم به قتل در هنگام وقوع جنایت است؛ «دل آرا هنگام وقوع قتل فقط 17 سال سن داشته و به همین خاطر پرونده از دادگاه هم عرض به دادگاه ویژه اطفال ارجاع شده و تصمیم نهایی با شعبه 33 دیوان عالی کشور است که پیش از این دل آرا را محکوم کرده بود. «دل آرا دارابی» قربانی توطئه «امیرحسین» شده و قرار است در عین بی گناهی، مجازات شود.
همه باید تلاش کنیم تا این اتفاق تلخ نیفتد». خرمشاهی که پیش از این رهاندن «افسانه نوروزی» را از چوبه دار، در کارنامه خود دارد و این روزها برای آزادی «کبری رحمانپور» ـ عروس سیاه بخت - تلاش می کند، به صدور حکم تبرئه موکلش بسیار خوشبین است و می گوید؛ با مستنداتی که در دست داریم، دادنامه اعدام نقض می شود و دل آرا به زندگی برمی گردد.
پایان ماجرا
این حکایت می تواند دو پایان متفاوت داشته باشد. پایان نخست لب گشودن «امیرحسین» به اعتراف است و پرونده ای که سمت وسویی دیگر پیدا می کند و قاتل اصلی به سزای عمل خود می رسد. دل آرا به خانه برمی گردد و با کوله باری از تجربه و اقرار به اشتباهات خود زندگی تازه ای آغاز می کند.اما پایان دیگر بسیار غم انگیز است. دل آرا که فقط 20 سال دارد در یک سحرگاه غمگین روی چوبه دار، تاب خواهد خورد و پرونده مرگ مهین بسته خواهد شد.آقای وکیل خیلی امیدوار است که پایان دوم برای دل آرا رقم نخورد. او می گوید؛ سر بی گناه تا پای دار می رود اما بالای دار هرگز!